وعده (Promise)
گفتهای از سوی یک کنشگر مبنی بر اینکه بعدها به شیوهای بیانشده کنش خواهد کرد. وعده هیچ تعهدی پدید نمیآورد، هر اندازه هم که دیگری بر آن تکیه کرده باشد: تنها انتقال مالکیت است که کنشگر را مقید میکند، و وعده بهخودیِخود چنین انتقالی نیست. اما گفتار، کردار و اوضاع و احوال میتوانند خودشان استحقاق را جابهجا کنند، آنجا که معنایشان همین باشد — «خودرویم را به تو وعده میدهم» ممکن است بگوید «هماکنون خودرویم را به تو منتقل میکنم». هیچ صورتی از گفتار لازم نیست و هیچ صورتی هم ممنوع نیست؛ آنچه به شمار میآید همان چیزی است که طرفها به آن رضایت دادهاند. وعدهٔ خالی وعدهای است که هیچ استحقاقی را جابهجا نکرده است، و برای کنشگر دیگر هیچ ادعایی برجا نمیگذارد. وعدهای که بدون هیچ قصدی برای وفا به آن داده شود، آنجا که ارزش، کنترل یا توافقی به دست آورد، کلاهبرداری است. وعدهای از آسیب که برای واداشتن به فرمانبرداری به کار رود، تهدید است.