تعهد (Obligation)

آنچه یک کنشگر باید پاسخگوی آن باشد: دارایی‌ای که پیش‌تر به دیگری منتقل شده و هنوز تحویل نشده است، یا جبران خسارت برای آسیبی که خود به بار آورده است. هیچ سرچشمهٔ دیگری وجود ندارد. وعدهٔ خالی هیچ تعهدی پدید نمی‌آورد، چون وعده به‌تنهایی هیچ‌کس را مقید نمی‌کند؛ قرارداد درست به همان اندازه تعهد پدید می‌آورد که مالکیت منتقل شده باشد. وظیفه‌هایی که با زور، رأی، یا نیاز ادعایی تحمیل شوند تعهد نیستند بلکه اکراه‌اند.