جنگ (War)
خشونتِ سازمانیافته و پیوسته میان گروهها، آنجا که رضایت فردی و شناسایی قربانی بهعمد پنهان یا انکار میشود. جنگ آنگاه پدید میآید که اقتدار مشروع برای خود حق آن را قائل میشود که افراد را به زور وادارد تا به نام هدفهای جمعی آسیب برسانند یا آسیب ببینند، و چنین مالکیت خود را نقض کرده و قربانیانی انبوه بدون علیت فردی یا جبران خسارت میآفریند. جنگ همان مجازات جمعی و مسئولیت جمعی است که به سلاح بدل شده، جایی که بیگناهان بر پایهٔ تعلق نشانهگرفته میشوند نه بر پایهٔ کنش. جنگ قاعدهٔ زرّین را بهگونهای نظاممند میشکند: آنان که آسیب میرسانند بسا که همانهایی نیستند که با پیامد روبهرو میشوند، و آنان که آسیب میبینند بسا که هیچ خطایی نکردهاند. از منظر منطق، جنگ نمیتواند مشروع باشد مگر آنکه هر شرکتکننده رضایت دهد و هر کنشِ آسیبرسان قربانیِ مشخصی داشته باشد که نخست مرزها را نقض کرده است — شرایطی که تقریباً هرگز فراهم نمیشود، و چنین جنگ را فروپاشیِ حکومت قانون به بیداد میسازد. دفاع راستین در برابر تجاوز همانا داد است (بازداشتن آسیب، بازگرداندنِ قربانیان)؛ جنگ تباهیِ آن به اکراهِ کورکورانه است.