مأموریت (Mandate)
حقِ اقدام در امری درون حدود معین — پیامد منطقی حاکمیت تحت قانونِ غایی، نه امتیازی که فرمانروایان، آراء، یا مهاجمان بدهند. هر کنشگر بر بدن، دارایی، توافقها، و بده اخلاقی خود حاکم است؛ از این حاکمیت مأموریت به دو راه میآید. وقتی مرزی بدون رضایت شکسته میشود، کنشگری که مرزش در خطر است مأموریتِ خود-نشأت دارد تا نقض جاری را متوقف کند — چون در دفاع از خود: اجازه بیرونی لازم نیست زیرا حق از مالکیت خود و واقع آسیب جاری میآید. وقتی آسیب رخ داده، مأموریت حاکم قربانی میتواند به کنشگر دیگر بهعنوان نماینده گسترش یابد — مجاز کردن کیفردهنده که بده اخلاقی را فقط همانگونه که قربانی هدایت میکند، در تناسب، از راه قصاص، جبران خسارت، یا بخشش ببندد. مأموریت تحت اکراه واقعشده باطل است، وقتی با رأی یا اقتدار بر کنشگر ناخواسته تحمیل شود باطل است، و فراتر از دامنهای که آزادانه رضایت داده شده باطل است. اقدام فراتر از مأموریت اکراهی است با قربانی تازه.