تمدن (Civilization)

لایهٔ پدیداری دانش انباشته، ابزارهای پالوده و الگوهای ماندگار که هنگام درگیر شدن افراد در تبادل داوطلبانه در گذر زمان پدید می‌آید. تمدن حافظهٔ جمعی و توان پیش‌بینی بشر است — نه چیزی که بر مردم فرمان براند، بلکه بستر فهم مشترکی که همکاری پیچیده را بدون زور ممکن می‌سازد. آنگاه پیش می‌رود که افراد آزادانه ایده‌ها، کار و نوآوری‌ها را داد و ستد کنند و بر آنچه پیش‌تر بوده بنا نهند. آنگاه می‌پوسد که اکراه جای رضایت را بگیرد، که اقتدار مشروع بر منطق چیره شود، یا که سامانه‌ها کنترل را بر یادگیری ترجیح دهند. تمدن آن فضای رؤیایی است که ذهن‌ها در آن نسل اندر نسل به هم می‌رسند — جایی که مردگان به زندگان می‌آموزند و زندگان برای ناآمدگان می‌سازند، همه از راه توافق‌های داوطلبانه که به پیشرفت می‌انجامند. از دگرگونی بی‌پایان، تمدن همچون برآیند طبیعی احترام انسان‌ها به مرز، اصلاح خطا و تجارت آزاد، خود را سامان می‌دهد؛ به هیچ نقشهٔ مرکزی نیاز ندارد، تنها به گزینش پیوستهٔ آفریدن ارزش به جای ربودن آن.